تبليغاتX
دستور زبان عشق - سیاسی بازی

دستور زبان عشق

پشت این پنجره یک نامعلوم. نگران من و توست

دیروز توی بحث کلاسی یه عده که من واقعا ازشون بعید می دونم می گفتن نباید رای داد باید انتخاباتو تحریم کرد!!! این طرزفکر عامیانه نمی دونم چه طور وارد ذهن دانشجوهای این مملکت که ادعای روشنفکریشون گوش عالمو کر کرده شده!

 دوستان محترمي که معتقدند اين يا آن فرقي ندارد٬ پيشنهاد مي‌کنم اگر بعد از زندگي در دوره رياست جمهوري خاتمي و احمدي‌نژاد هنوز هم اين تفکر را دارند حتما تشريف برده و يك عينك‌ ابتياع بفرمايند.

اگر در انتخابات شرکت کنيم مشروعيت نظام تاييد مي‌شود؟ اين تصور به‌وجود مي‌آيد که نظام و سرانش از محبوبيت مردمي برخوردارند؟ بسيار خوب٬ لطفا جواب اين سوال مرا بدهيد: فرض هم که در انتخابات شرکت نکرديم و مشروعيت نظام و سران و غيره کلن زير راديکال رفت٬ خوب٬ بعدش چه؟ بعدش با اين مشروعيت لکه‌دار شده‌ي ننگين چه مي‌خواهيم بکنيم؟ وضعمان را بهتر مي‌کند؟ از بدتر شدنش جلوگيري مي‌کند؟ به چه دردمان مي‌خورد اين حرکت انقلابي پرشور!؟
اين فقط نظر من است و شايد غلط باشد اما من به فرماليته بودن انتخابات و ازپيش تعيين شده بودن نتايج آن اعتقاد ندارم. نتيجه‌ي تحريم انتخابات هم قبلا به‌قدر کافي بيچاره‌مان کرده است. فکر مي‌کنم ننشستن و حرکتي کردن - حتي اگر حرکت کوچکي باشد و بدانم که به جايي نمي‌رسد- حداقلش اين فايده را دارد که بعدا به خودم نمي‌گويم کاري هرچند در ابعاد ميليمتري از من برمي‌آمد و من انجامش ندادم. يك برگ راي ناقابل ناچيز  به قول شما بي‌تاثير٬ تمام سهم من از دموکراسي ناموجود در کشورم است و تمام آن‌چه مي‌توانم انجام بدهم٬ و خيال ندارم از سهمم بگذرم.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:5  توسط نیوشا  |