از صبح که نشستم پشت میز شاید روی هم رفته دو بار هم بلند نشده و راه نرفته باشم! سرمو کردم توی صورت وضعیت ها و هر کس که باهام حرف می زنه یه جواب کوتاه می دم که یعنی با من حرف نزنین!
حوصله ندارم!!! مغزم درگیره ...خیلی زیاد! ذهنم مدام از این شاخه به اون شاخه می پره! به صورت وحشتناکی قاطی کردم!
هر دو دقیقه یه بار می گم اَه... این چرا اینجوریه! اون چرا اونجاست! چرا فلانی اومد! چرا فلانی رفت! از دست غر غرهای خودم کلافه ام!
آقای رئیس همه تلاش اش را میکند که من بخندم ، دلم میخواهد بهش بگویم که سرش به کار خودش باشد و انقدر هی گیر ندهد که من امروز چِم شده ، نگوید از صبح اخمالو هستم ، نگوید خانم فلانی بیاین این ایمیل رو ببینین خیلی خنده داره ، مرا مجبور نکند هلک و هلک از پشت میزم بلند شوم و این همه راه را که شش قدم گنده هم نمیشود بروم تا پشت میز آقای رئیس... و ایمیل خنده دار چی باشد خوب است ؟ ، عکس احمد ی نژ اد با دمپایی ....
عکس احمد ی نژ اد با دمپایی خنده دارد اصلا آقا ؟