تبليغاتX
دستور زبان عشق

دستور زبان عشق

پشت این پنجره یک نامعلوم. نگران من و توست

 

اين روزها كه از راه مي رسند انگار غمي به وسعت يك كوه را بايد تحمل كرد.

سخن كوتاه مي كنم ، حضرت حافظ زيباتر فرمود كه:

نماز شام غريبان چو گريه آغازم

به مويه‌هاي غريبانه قصه پردازم


به ياد يار و ديار آنچنان بگريم زار

كه از جهان ره و رسم سفر براندازم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 8:57  توسط نیوشا  | 

یادم باشد که برای چه به این دنیا آمده ام

یادم باشد تنها نیستم

یادم باشد دستان دوستانم را بوسه باران کنم

 يادم باشد زندگي را دوست دارم
...
يادم باشد هر گاه ارزش زندگي از يادم رفت در چشمان حيوان
بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود
نگاه كنم تا به مفهوم بودن پي ببرم
...
يادم باشد مي توان به آواز شبانه دوره گردي
كه از سازش عشق مي بارد گوش سپرد و عاشق شد
...

يادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم
...
يادم باشد اگر درطول عمر يك نفر را شاد كنم بيهوده نزيسته‌ام
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم
...
يادم باشد زنده ام...
  راستي ...يادم باشد زنده، آنكس نفس مي‌كشد نيست
زنده كسي است كه عاشق باشد
كاش يادم باشد
عاشق بمانم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 8:2  توسط نیوشا  | 

سلام سلام ۱۰۰ تا سلام

نه ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰تا سلام

باورتون نمیشه که چقدر دلم برای همتون تنگ شده بود

اول از نسیم جنوب (داداش مهرداد خودمونو میگم) و تبسم عزیزم و محمدرضا و .... صدها هزار بار تشکر می کنم و خیلی خوشحالم که فراموشم نکردین

فکر می کردم وقتی برکردم دیگه دوستم ندارین ولی شماها معرفتو یادم دادین

جبران میکنم

دوستتون دارم تا همیشه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 7:20  توسط نیوشا  | 

بر می گردم ... به زودی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 4:17  توسط نیوشا  |